سروده ای زيبا از: لینا روزبه حیدری
· خبرنگار با سابقه افغاني
· *می گویند
· مرا آفریدند
· از استخوان دنده چپ مردی
· به نام آدم
· حوایم نامیدند
· یعنی زندگی
· تا در کنار آدم
· یعنی انسان
· همراه و هم صدا
· باشم
· * می گویند
· میوه سیب را من خوردم
· شاید هم گندم را
· و مرا به نزول انسان از بهشت
· محکوم می نمایند بعد از خوردن گندم
· و یا شاید سیب
· چشمان شان باز گردید
· مرا دیدند
· مرا در برگ ها پیچیدند
· مرا پیچیدند در برگ ها
· تا شاید
· راه نجاتی را از معصیتم
· پیدا کنند
· * نسل انسان زاده منست
· من
· حوا
· فریب خوردۀ شیطان
· و می گویند
· که درد و زجر انسان هم
· زاده منست
· زاده حوا
· که آنان را از عرش عالی به دهر خاکی فرو افکند
· * شاید گناه من باشد
· شاید هم از فرشته ای از نسل آتش
· که صداقت و سادگی مرا
· به بازی گرفت و فریبم داد
· مثل همه که فریبم می دهند
· اقرار می کنم
· دلی پاک
· معصومیتی از تبار فرشتگان
· و باوری ساده تر و صاف تر از آب های شفاف جوشنده یک چشمه دارم
· * با گذشت قرن ها
· باز هم آمدم
· ابراهیم زادۀ من بود
· و اسماعیل پروردۀ من
· گاهی در وجود زنی از تبار فرعونیان که موسی را در دامنش پرورید
· گاهی مریم عمران، مادر بکر پیامبری که مسیح اش نامیدند
· و گاه خدیجه، در رکاب مردی که محمد اش خواندند
· * فاطمه من بودم
· زلیخای عزیز مصر و دلباخته یوسف هم
· من بودم
· زن لوط و زن ابولهب و زن نوح
· ملکه سبا
· من بودم و
· فاطمه زهرا هم من
· * گاه بهشت را زیر پایم نهادند و
· گاه ناقص العقل و نیمی از مرد خطابم نمودند
· گاه سنگبارانم نمودند و
· گاه به نامم سوگند یاد کرده و در کنار تندیس مقدسم
· اشک ریختند
· گاه زندانیم کردند و
· گاه با آزادی حضورم جنگیدند و
· گاه قربانی غرورم نمودند و
· گاه بازیچه خواهشهایم کردند
· * اما حقیقت بودنم را
· و نقش عمیق کنده کاری شده هستی ام را
· بر برگ برگ روزگار
· هرگز
· منکر نخواهند شد
· * من
· مادر نسل انسان ام
· من
· حوایم، زلیخایم، فاطمه ام، خدیجه ام
· مریمم
· من
· درست همانند رنگین کمان
· رنگ هایی دارم روشن و تیره
· و حوا مثل توست ای آدم
· اختلاطی از خوب و بد
· و خلقتی از خلاقی که مرا
· درست همزمان با تو آفرید
· * پس بیاموز تا سجده کنی
· درست همانطور که فرشتگان در بهشت
· بر من سجده کردند
· بیاموز
· که من
· نه از پهلوی چپ ات
· بلکه
· استوار، رسا و همطراز
· با تو
· زاده شدم
· بیاموز که من
· مادر این دهرم و تو
· مثل دیگران
· زاده من!